من و کودکم

خرید بک لینک

چند وقتیه انگاری یکی کودک درونمو فرستاده به یه خواب طولانی. بعضی وقتا حس می کنم دور و برم خیلی خالیه. جای خنده هاش. جای نق نقاش. جای گریه هاش، واقعا خالیه. سعی می کنم صداش بزنم تا بیدار بشه. براش مداد رنگی میارم که نقاشی بکشه. با کفش می پرم تو آب تا آب بازی کنه. به پرواز وادارش می کنم. الکی الکی می خندم تا بخنده. بزرگ بودن اصلا خوب نیست. نشستن پای کار و کار و کار. مثل بزرگا رفتار کردن کار خیلی سختیه.مراقب بودن خیلی سخته. هوای همه رو داشتن خیلی سخته. من یه دشت بزرگ و وسیع می خوام که دستامو باز کنم و پرواز کنم. باد لای موهام رد بشه و گوشام پق پق صدا بده. من نمی خوام هیچ وقت بزرگ بشم. دوست ندارم هیچ وقت بزرگ بشم. دوست ندارم به حرفا گوش بدم و تحلیلشون کنم. می خوام تا دستم جا داره گل بچینم و از بودنشون لذت ببرم.

...پس دهد به من دمی

مستی کودکانه ی مرا...

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۰۲ساعت 15:50 توسط رویـای آبی |
رویای آبی کودکم...

ما را در سایت رویای آبی کودکم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 216 تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 23:24

صفحه بندی