بارها برای اینکه دلمو آروم کنم به اینجا پناه آوردم! شاید خالی کردن ذهن حتی روی یک صفحه مجازی خیلی موثر باشه. ای آدمیزاد از چه رو تو چنینی؟
هنوزم نمی دونم برای ادامه چی می خوام! هنوزم نمی دونم آخرش که چی؟ هر شب وقتی سرمو بر بالین میذارم با حالت چینهای پیشانی صد چندان شده و ابروها رو به بالا، دندونا در حال ساییده شدن به هم غُر غُر می کنم که آخرش که چی؟ بعد یه لحظه یکی قلبمو برای یک صدم ثانیه توی مشتش می فشاره و پاها و دستام بی حس می شن و یه شوک عصبی چند ثانیه ای بهم حمله ور میشه. بعدش به خودم می گم بی خیال عامو یه نفس عمیق بکش. و بعد از یه نفس عمیق روحم وظیفه ی همیشگیشو برای داشتن چند ساعت استراحت اعضای بدن انجام می ده و اونجا رو ترک می کنه.
امروز دیگه از هجوم گاه و بی گاه افسردگی خسته شدم و تصمیم دارم آخرش هر چی میشه رو بذارم برای همون آخر و از الان شروع کنم به آموختن هر چیزی، هر چیزی که آخرش رو برام شیرین تر کنه. من که دارم در دل آرزوهام زندگی می کنم پس چرا از چنگ زدن بهشون لذت نبرم.
رویای آبی کودکم...ما را در سایت رویای آبی کودکم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 145